Thursday, 30 July 2009

یک جانباز ۷۰ درصد در برنامه زنده صدا و سیما: باید از امام جمعه‌ای که چنین جمعیتی را به دانشگاه تهران کشاند، تقدیر کرد

یک جانباز ۷۰ درصد: باید از امام جمعه‌ای که چنین جمعیتی را به دانشگاه تهران کشاند، تقدیر کرد!

یك‌ چشم‌ من‌ از فراق‌ جانانه‌ گریست‌
چشم‌ دگرم‌ حسود بود و نگریست‌
هنگام‌ وصال‌ آن‌ یكی‌ را بستم‌
گفتم‌ نگریستی‌ نباید نگریست‌

خوشا به حال آنان که دیروز "روز از نو" را دیدند ... و با رضا جلالی گریستند ...

صبح دیروز – 5 مرداد 1388 - در برنامه صبحگاهی روز از نو – که همه روزه به صورت زنده از شبکه دوم سیما پخش می‌شود – دکتر رضا جلالی، یکی از مهمانان بود. وی استاد علوم سیاسی ـ اقتصاد ـ حقوق و روابط بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه آزاد اسلامی است. افزون بر آن، وی سابقه‌ی ریاست بر بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی را هم در کارنامه‌ی خود دارد؛ فردی که از 13 سالگی تا پایان جنگ در جبهه‌ها حضور داشت و در طول هفتاد ماه مبارزه با دشمن بعثی، 9 بار مجروحیت را (اعم از شیمیایی و غیر آن) تحمل کرد و سرانجام یک چشم خویش را نیز در این راه از دست داد. با این وجود و به رغم 70 درصد جانبازی، همچنان امیدوارانه به زندگی نگریست تا به مرتبه‌ی علمی کنونی رسید، آن هم بدون استفاده از هیچ سهمیه‌ای در دوران تحصیل.

جلالی اشاره کرد به خاطره ای از شهید زین الدین که روزی همه را جمع کرده و گفته: آرزو کنید که همینجا شهید شویم و برنگردیم ... چون بعد از جنگ به سه گروه تقسیم می شویم ...دکتر رضا جلالی: کاش نبودم و این روزها را نمی دیدم ...دیروز رضا جلالی عزیز حرف دل خیلی ها را گفت و البته خیلی از حرفها را هم نگفت ...

این هموطن شاهرودی همچنان خطوط مقدم 1352 كیلومتری مرز مشترك ایران و عراق را از كوچه پس كوچه های شهرش بهتر می‌شناسد و وقتی از همرزمانش چون شهید باکری و شهید زین‌الدین و ... سخن می‌گفت، انگار که از همین دیروز سخن می‌گوید ... به همان تر و تازگی و البته با انبوهی از آه و افسوس و حسرت.
رضا جلالی در این برنامه‌ی زنده – که در برخی از لحظاتش اشک محمّدجعفر خسروی، مجری برنامه را هم درآورد – به صراحت از سیاست‌های کنونی حاکم بر جامعه به انتقاد پرداخت و گفت: بارها از خدا خواسته‌ام که کاش شهید می‌شدم و این صحنه‌ها را نمی‌دیدم.

محمّد جعفر خسروی؛ مجری توانای روز از نو

وی ضمن تقبیح نگاه خشونت‌آمیز حاکمیت به مردم، به ستایش از هاشمی رفسنجانی پرداخت و گفت: باید از امام جمعه‌ای که می‌تواند طیف گسترده‌ای از مردم را با خواستگاه‌های فرهنگی و مذهبی متفاوت به عرصه‌ی نماز جمعه بکشاند، تقدیر کرد. او گفت: چرا باید از آن جوان هموطنی که با کفش نماز خوانده است، انتقاد کنید و به تمسخرش بپردازید؟ چرا فاصله بین خودی و غیر خودی را آنقدر زیاد کرده‌اید؟

جلالی: آیا از دیدن این تصویر باید گریست یا به آینده امیدوارتر شد؟!

رضا جلالی دلش پر بود و می‌دانم که حرف‌های بیشتری را هم دوست داشت بزند، که نزد ...
اما همین قدر هم که زد و از مردم مظلوم دیارش دفاع کرد، باید به او دست‌مریزاد گفت و بر پیشانی‌اش بوسه زد.
همچنین به سهم خود از مدیریت و تهیه کننده برنامه روز از نو که چنین امکانی را فراهم ساخت، صمیمانه قدردانی کرده و امیدوارم که چنین رویه‌ای در صدا و سیما ادامه یابد.

  • حذف
  • ویرایش

No comments:

Post a Comment