در حالیکه انتشار اسامی کشته شدگان در اثر شکنجه به وسیلهی مأموران حکومت کودتا موجی از خشم و نفرت را در داخل و خارج از کشور برانگیخته، خامنه ای دست به مردمفریبی زده و دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را که این روزها به کشتارگاه جوانان تبدیل شده داده است. جلیلی نماینده خامنهای علت این دستور را نداشتن استانداردهای لازم ذکر کرده است و احمدی مقدم وعده که بازداشتگاه استانداردی به جای آن بسازند. گویا اعمال و رفتار مأموران حکومت کودتا در دوماه گذشته و یا بهتر است بگویم در سی سال گذشته از استاندارد لازم برخوردار بوده است یا خامنهای دارای استانداردهای لازم برای حکومت کردن بر کشوری چون ایران است!
فرمان خامنهای برای بستن کهریزک بیش از هر چیز نقش و دخالت مستقیم او در جنایات اخیر را برملا میکند.
حمیدرضا جلایی پور که سه برادرش در جنگ با عراق کشته شدهاند در ارتباط با دستگیری فرزندش محمدرضا که هنگام عزیمت به انگلستان در فرودگاه دستگیر شد میگوید:
«بنده از تمامی مراجع و کانالهای ممکن غیر از رهبری در مورد وضعیت محمدرضا پرسوجو و پیگیری کردم، اما هیچ کس حاضر به پاسخگویی نیست و مسئولیتی در مورد این بازداشتها به عهده نمیگیرد. یک گروه نامشخص که هیچ یک از دستگاههای امنیتی یا قضایی از آن اطلاعی ندارد، این وضعیت را ایجاد کرده و گویا پاسخگوی کسی در کشور نیست.»
حمید رضا جلایی به همه جا مراجعه کرده و درست به جایی که میبایستی مراجعه میکرد و سررشتهی همه امور را در دست دارد مراجعه نکرده است. برای همین پاسخی هم دریافت نکرده است. «گروه نامشخصی» که وی از آن یاد میکند کمیتهی مشترکی است که پس از کودتای ۲۲ خرداد راهاندازی شد.
دستگاه سرکوبی که جنایات اخیر را مرتکب شده زیر نظر مستقیم «بیترهبری» اداره میشود و خامنهای و فرزندش مجتبی فرامینشان را از طریق غلامحسین محمدی گلپایگانی و سید علیاصغر(صادق) حجازی که به ترتیب رئیس و جانشین دفتر رهبری هستند به اطلاع کمیته مزبور میرسانند.
کمیته مزبور تشکیل شده است از وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه پاسداران، اطلاعات ناجا و بسیج. این کمیته پس از کودتای ۲۲ خرداد تحت نام «پلیس امنیت» کار میکند و دستورات آن توسط سعید مرتضوی اجرا میشود. (۱) روزنامههای جوان، کیهان، وطنامروز و خبرگزاری فارس و سایتهای جهان نیوز، رجا نیوز و ... ارگانهای تبلیغاتی این نهاد هستند.
در این نوشته به صورت اجمالی توضیحاتی در مورد چند تن از رهبران دستگاه سرکوب رژیم پس از کودتای ۲۲ خرداد میدهم:
سید مجتبی خامنه ای
سید مجتبی فرزند دوم خامنه ای و متولد سال 1348 است. برادر بزرگتر وی مصطفی، دو برادر کوچکترش محسن و میثم نام داشته و دو خواهرش نیز بشری و هدی نام دارند. برادران او به غیر از میثم معمم هستند.
سید مصطفی خامنه ای داماد آیت الله عزیز خوشوقت از روحانیون حامی احمدی نژاد است که نامش به عنوان یکی از صادرکنندگان فتوا برای قتل روشنفکران و مخالفان سیاسی در دهه ی 70 سرزبان ها افتاد. محسن خامنه ای داماد آیت الله خرازی است. همسر او خواهر صادق خرازی یکی از نزدیکان خاتمی و گرداننده ی لابی رژیم در خارج از کشور است.
میثم کوچکترین فرزند خانواده تا کنون معمم نشده و مجرد است. بشری عروس محمدی گلپایگانی رئیس دفتر خامنه ای است.
مجتبی در اواخر جنگ و پس از کسب دیپلم دبیرستان مدت کوتاهی همراه با مهدی رفسنجانی به جبهه های جنگ در شمال غرب کشور رفت تا سابقه ی حضور در جبهه جنگ هم داشته باشند. رفسنجانی و خامنه ای دو نفری بودند که خواهان ادامه جنگ بودند و عدم حضور فرزندانشان در جبهه باعث مخالفت هایی در درون نظام می شد. مهدی رفسنجانی و مجتبی خامنه ای هر دو در عملیات «مرصاد» علیه مجاهدین نیز شرکت داشتند.
بر اساس سیاست خامنه ای تا سال 84 فرزندانش در محافل رسمی و عمومی ظاهر نشده بودند اما نقش مستقیم مجتبی در به قدرت رساندن احمدی نژاد در سال 84 باعث شد تا این خانواده از پرده بیرون بیایند. تا پیش از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری صحبتی از مجتبی در محافل عمومی نشده بود و به خاطر اختناق موجود در کشور عکسی نیز از وی و دیگر فرزندان خامنه ای در اختیار نبود.
مجتبی در کمپین انتخاباتی قالیباف و احمدی نژاد فعال بود و در روزهای آخر حمایت خود از احمدی نژاد را علنی کرد. کروبی در نامه ای که در 29 خرداد 84 به خامنه ای نوشت روی نقش مجتبی در انتخابات دست گذاشت. پیشتر ناطق نوری از وی بصورت علنی گله کرده بود.
مجتبی درس آموخته محفل مصباح یزدی است و از آیت الله مجتهدی تهرانی و خرازی نیز به عنوان اساتید او نام برده می شود. وی ارتباطات نزدیکی با فرماندهان نظامی و انتظامی دارد و در اداره بیت رهبری و عزل و نصب ها دخالت مستقیم دارد. در واقع خامنه ای با سپردن مسئولیت های مختلف به مجتبی او را آماده جانشنی خود می کند.
سید مجتبی خامنه ای در سال 78 با دختر دکتر غلامعلی حدادعادل ازدواج کرد و همین ازدواج باعث شد که حداد عادل پله های ترقی را به سرعت طی کند و با دوپینگ شورای نگهبان به مجلس ششم راه یابد و در مجلس هفتم با حمایت بیت رهبری به ریاست مجلس دست یابد.
سید علی اصغر حجازی
علی اصغر حجازی پس از انقلاب کار خود را به عنوان سرپرست «هیأت بازرسی ادارات در تخلف از فرمان امام» در سال ۵۹ آغاز کرد. وی در سرکشی به ادارات و مراکز دولتی به توطئه چینی و پرونده سازی علیه زنان و مسئله حجاب میپرداخت. وی پس از راهاندازی وزارت اطلاعات به این وزارتخانه منتقل شد و پس از مدتی معاونت ضد جاسوسی وزارت اطلاعات را به عهده گرفت. گفته میشود مدتی سعید امامی نیز در همین بخش با او کار میکرد. بعد از انتخاب خامنهای به عنوان رهبر انقلاب وی به همراه بخشی از کارگزاران وزارت اطلاعات به بیت رهبری انتقال یافت تا وی را که از کوچکترین صلاحیتی برای تصدی چنین پستی برخوردار نبود برای تسلط بر کشور و ساکت کردن رقبا یاری رسانند. حجازی به خاطر تجربهای که داشت ریاست بخش اطلاعات و امنیت دفتر را و شاهرگ حیاتی آن را عهده دار شد. وی در دوران خاتمی سازمان اطلاعات موازی را اداره میکرد و حمله به بیت آیت الله منتظری و حصر ایشان زیر نظر او انجام گرفت. حجازی از روابط نزدیکی با مجتبی خامنهای برخوردار است. وی در روزهای اخیر به نیابت از سوی خامنهای فرمان جمعآوری امضا از میان طلاب و فضلای قم علیه رفسنجانی را صادر کرد. وی همچنین به اشاره خامنه ای پشت جمعآوری امضا علیه رفسنجانی در مجلس خبرگان رهبری است. حجازی و گلپایگانی در یک تقسیم کار هدایت روابط علنی دفتر خامنه ای را به محمدی گلپایگانی سپرده و بخش غیرعلنی و نامحسوس بیت رهبری را حجازی اداره می کند. در روزهای پس از کودتا نقش حجازی در اداره امور مربوط به کودتا مهم تر از محمدی گلپایگانی است.
غلامحسین محمدی گلپایگانی
وی کار خود را از ارتش شروع کرد و در بهار ۵۸ سمت نمایندگی خمینی در پایگاه هشتم شکاری اصفهان را یافت و پس از مدتی به تهران منتقل شد اما همچنان در عقیدتی سیاسی نیروی هوایی به فعالیت پرداخت. احتمالاً سابقهی آشنایی او با خامنهای به همین دوران بر میگردد که خامنهای در وزارت دفاع و نیروهای مسلح از سوی خمینی و شورای انقلاب مأموریت داشت. محمدی گلپایگانی در سالهای آغازین دههی سیاه ۶۰ در دادگاه انقلاب ارتش به همکاری با محمدیریشهری مشغول شد. این دو در دوران طلبگی در مدرسه آیتالله گلپایگانی در قم دوست و همدرس بودند. ریشهری در مصاحبه با کیهان فرهنگی خرداد 1383 میگوید: « من در اولین سفر تبلیغیام همراه با آقای محمدی گلپایگانی بودم». هنگام تصدی وزارت اطلاعات توسط ری شهری وی دوست دوران طلبگی اش را نیز به وزارت اطلاعات منتقل کرد. از اینجا بود محمدی گلپایگانی پلههای ترقی را به سرعت پیمود. وی همراه با علیاصغر حجازی در سازماندهی وزارت اطلاعات مشارکت داشت و در جریان کشتار سال ۶۷ او و حجازی معاونتهای وزارت اطلاعات را به عهده داشتند. پس از انتخاب خامنهای رهبری نظام او با ترک وزارت اطلاعات به بیترهبری انتقال یافت و در میان کاندیداهای بسیاری از جمله ناطق نوری و عبدالله نوری و ... ریاست دفتر او را بهعهده گرفت. بشریالسادات دختر بزرگ خامنهای عروس محمدی گلپایگانی است. از این طریق پیوند خامنهای و محمدیگلپایگانی مستحکمتر شده است.
حسین طائب
حسین طائب (میثم) متولد ۱۳۴۲ تهران است. وی همچون مجتبی ذوالنور متعلق به نسل جدید رژیم است و خامنهای تلاش میکند آنها را در نهادهای رژیم به قدرت برساند تا زمینهی لازم برای ارتقای فرزندش مجتبی فراهم آید. حسین طائب، پس از تصدی مسئولیتهای مختلفی چون معاون فرهنگی ستاد مشترك و فرمانده دانشكده فرهنگی دانشگاه امام حسین(ع) سپاه، به عنوان فرمانده نیروی مقاومت بسیج منصوب شد.
وی به نقل از منابع رژیم پس از طی دوران تحصیلی ابتدایی و متوسطه در مدارس محله 17 شهریور تهران، به جرگه طلبگی پیوست و دروس حوزوی را در حوزههای علمیه تهران، قم و مشهد ادامه داد. وی یکی از شاگردان خامنهای است. طائب در سال 1361 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و فعالیت خود را از سپاه منطقه 10 تهران آغاز كرد. وی همچنین دارای مسئولیت های متعددی در سپاه استانهای قم و خراسان رضوی بود. وی مدتی معاون هماهنگكننده دفتر خامنهای و همچنین مدت بیش از سه سال معاون فرهنگی ستاد مشترك سپاه و نیز فرمانده دانشكده فرهنگی دانشگاه امام حسین(ع) بود.
طائب یکی از جنایتکارانی است که در وزارت اطلاعات رژیم مشغول به کار بود و پس از افشای قتلهای زنجیرهای پاییز ۷۷ از وزارت اطلاعات پاکسازی شد و بلافاصله در بیترهبری به عنوان معاون همگاهنگ کننده مشغول به کار شد.
طائب پس از انتخاب جعفری به فرماندهی سپاه به جانشینی فرماندهی بسیج رسید و در پی تغییر و تحولات گسترده در سپاه پاسداران در سال ۱۳۸۷ ارتقای مقام یافت و به فرماندهی بسیج و معاونت فرماندهی کل سپاه پاسداران انتخاب شد.
حسن فیروز آبادی از نزدیکان خامنهای و رئیس ستاد كل نیروهای مسلح در بیست سال گذشته و تنها فرمانده نظامی که تغییر نکرده در مراسم معرفی فرماندهان نیروی زمینی، بسیج و قرار گاه ثارالله سپاه پاسداران گفت : «حسین طائب فرمانده جدید نیروی مقاومت بسیج بهترین گزینهای است كه میتواند بسیج مدنظر فرمانده كل قوا را سازماندهی و آماده كند.»
نقش بسیج سپاه پاسداران در سرکوبی روزهای اخیر نشانگر اهدافی است که خامنهای بر دوش این نیرو گذاشته است.
به دنبال تغییرات ساختاری در سپاه پاسداران، جعفری و طائب از تشکیل «گروه های رزمی کربلا» خبر دادند.
پیش از این در اوایل دهه هفتاد و پس از خیزش مردم در مشهد، قزوین، اسلامشهر و شیراز، بسیج سپاه پاسداران مبادرت به تشکیل گردانهای عاشورا و الزهرا کرد. هدف و ماموریت اصلی تشکیل این گردانها سرکوبی شورش و ناآرامی شهری بود.
در آذرماه ۸۶ پانزده هزار بسیجی از اعضای گردان های عاشورا و الزهرا در مقابل خامنهای حاضر شدند و بخش دیگری از بسیجیان برای اولین بار تحت عنوان «گروه های رزمی کربلا» به انجام مانور و رژه پرداختند.
تعداد این گروه های رزمی را فرمانده کل سپاه 30 هزار و حسین طائب 28 هزار گروه عنوان کرد که در قالب 228 هزار هسته مقاومت تشکیل شده اند.
یک روز پس از اعلام موجودیت گروه های رزمی کربلا، جعفری فرمانده سپاه خبر داد "گردانهای عاشورا برای دفاع از مناطق شهری و گروههای رزمی کربلا برای عملیاتهای ویژه و نبردهای نامتقارن تشکیل شده اند.
تحولات روزهای گذشته به خوبی نشان داد که فرماندهان کودتا از اعضای گردانهای عاشورا و گروههای رزمی کربلا در سرکوب داخلی استفاده کردهاند.
طائب که در دروغگویی از خامنهای و احمدینژاد نسبت برده، ماه گذشته ابتدا منکر نقش بسیجیان و پلیس ضد شورش در ایجاد خرابکاری شد اما پس از انتشار گسترده فیلمها و عکسهایی حاکی از نقش نیروهای رسمی در این خرابکاریها در اینترنت وی در ادعایی مضحک مدعی شد: اغتشاشگران برای ایجاد خرابکاری، لباس بسیج و نیروی انتظامی را پوشیده بودند.
هدایت کمیته مشترک تشکیل شده پس از کودتا خرداد ۸۸ به عهدهی طائب است. وی تلاش میکند آنچه را که به دروغ مدعی بود با فشار و شکنجه از زندانیان اعتراف بگیرد.
گفته میشود وی یکی از کاندیداهای جدی وزارت اطلاعات در دولت بعدی احمدینژاد است. موضوع پخش اعترافات تلویزیونی یکی از اختلافات او با محسنی اژهای وزیر اطلاعات بود.
احمد سالک
احمد سالک، متولد ۱۳۲۵ در شهر اصفهان است. وی در دوران شاه مدت کوتاهی در زندان بود که سابقهی خوبی هم نداشت. پس از پیروزی انقلاب در سال ۵۸ او به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اصفهان رسید و پس از برکناری حجت الاسلام امیر مجد اولین فرمانده بسیج مستضعفان، وی به فرماندهی این نهاد برگزیده شد. وی پس از آن به فرماندهی کمیتههای انقلاب اسلامی رسید و سه دوره نماینده مجلس شورای اسلامی بود. سالک همچنین در وزارت خارجه رژیم ، مسئولیت ارتباط با نهضت هاى آزادیبخش را به عهده داشت و از این طریق در صدور بحران و تروریسم مستقیماً مشارکت داشت. وی به خاطر تجربیاتی که در این امر کسب کرده بود دهسال در دوران خمینی و خامنهای نمایندگی ولی فقیه در سپاه قدس را به عهده داشت. سپاه قدس در بسط و توسعهی تروریسم در خارج از کشور فعالیت میکند. سالک همچنین در دوران خامنهای نزدیک به شش سال نمایندگی ولی فقیه در حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران را عهدهدار بود. در این دوران که با ریاست جمهوری خاتمی همزمان بود، حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران یکی از نهادی مرتبط با سازمان اطلاعات موازی بود که نقش مهمی در سرکوبی جنبش و نیروهای سیاسی به عهده داشت. وی یکی از دشمنان آیتالله منتظری است و در روزهای اخیر در بسیج طلبههای قم برای نوشتن نامه علیه رفسنجانی مشارکت مستقیم داشته است. سالک در دولت احمدی نژاد به دبیری هیات عالی گزینش رسید و پس از وقفهای چند ساله طرح «گزینش مدیران» را از سر گرفت.
وی در خردادماه ۸۷ سخنگوی جامعه روحانیت مبارز شد. سالک همچنین معاونت فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت یکی از ارگانهای صدور بحران و تروریسم رژیم را عهده دار است.
وی یکی از اعضای «هیأت نظارت بر انتخابات» دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری منتخب شورای نگهبان بود و تمامی تلاش خود را برای بیرون آوردن احمدینژاد از صندوق به خرج داد. وی یکی از مدافعان تز توطئهی «انقلاب مخملی» در سالهای گذشته بود. کودتاچیان با طرح چنین ادعاهایی پیشاپیش تصمیم خود برای کودتا به منظور جلوگیری از انتخاب کاندیدای جناح مقابل را گرفته بودند. گفته می شود وی در سرپرستی بازجویی ها و همچنین گرفتن اعترافات نقش مستقیم دارد.
سالک به عنوان نماینده خامنهای در حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران در همایش یك روزه ولایت و خبرگان رهبری كه در شهرستان دورود برگزار شد از «فعالیت کمیته پنج نفرهای برای نفوذ دادن افراد خاص به خبرگان و در نهایت به انحراف کشیدن آن و فروپاشی نظام اسلامی» خبر داد. بایستی توجه داد منظور سالک از «نفوذ دادن» افراد خاص به مجلس خبرگان مجتهدانی چون محمدرضا توسلی رئیس دفتر خمینی، محمدرضا عباسیفرد، اسدالله کیان ارثی، سید محسن موسوی تبریزی، مجید انصاری و... بود که به جز توسلی صلاحیت بقیه رد شده و امکان شرکت در انتخابات را نیافتند. عباسی فرد 12 سال عضو شورای نگهبان، 8 سال عضو خبرگان، عضویت در هیئت رئیسه مجلس خبرگان 8 سال نماینده مجلس، رئیس دیوان عدالت اداری، معاون اجرایی قوه قضاییه، مشاور رئیس جمهور و مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. در این انتخابات صلاحیت بیش از ۲۴۴ مجتهد از سوی شورای نگهبان رد شد.
سالک همچنین اضافه کرد «گروه هایی كه در گذشته نقش عامل برانداز را بازی كرده اند هم اینك چشم به نفوذ به شوراها دوخته اند و به نتیجه رسیده اند كه باید از پایین و شوراها نفوذ خود را گسترش دهند.»
وی همچنین پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری از آنجایی که میدانست در برابر کودتای طراحی شده مردم سکوت نخواهند کرد در مصاحبه به خبرگزاری فارس سه روز پیش از برگزاری انتخابات گفت:
«آشوبگران خیابانی با به خدمت گرفتن اراذل و اوباش میخواهند اتفاقاتی را كه در راستای انقلابهای مخملی در آسیای میانه رخ داد در ایران تكرار كنند» .
او هم اکنون یکی از کسانی است که پروژهی اعتراف گیری از دستگیرشدگان مبنی بر طراحی «انقلاب مخملی» را هدایت می کند. سالک در مصاحبه با سایت رجا نیوز در مورد اعترافات ابطحی و عطریانفر گفت: «در طول این دو ماهی كه این دو، در اختیار بازجویان بودند، به واقعیت آن چیزی كه در جمهوری اسلامی می گذرد، پی بردند و در دادگاه هم شاهد چهره تواب این افراد بودیم .«
ایرج مصداقی 15مرداد ۱۳۸۸
* حذف
* ویرایش
*
*
عنوان
وضعیت
نگاهی به سابقهی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد -قسمت اول
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment